راه یافته...
 

سرگشته

بسم ربّ الحسین(علیه السلام).... امروز عاشورای حسینی است.... و من بازمانده ای از قافله ی عشق...... امیدوارم بتوانم ذره ای از دینی را که بر گردنم نهاده شده ادا کنم..... این وبلاگ هدیه ای است به تمامی شهدای گمنام بالاخص دو شهید گمنام دانشگاه فردوسی مشهد و دو شهید گمنام پارک آزادگان.... بعونک یا شهید...

» صفحه نخست
» عناوین مطالب وبلاگ
» دی ٩٠ » آذر ٩٠
» کربلا(۳)
» شهدا(۳)
» حق و باطل(۱)
» حر(۱)
» امام حسین(علیه السلام)(۱)
» زهیر(۱)
» شهدای گمنام(۱)
» وهب(۱)
» عاشورا(۱)
» بصیرت(۱)

» کل یوم عاشورا... کل ارض کربلا...
» امان از لقمه های گلوگیر دهر....
» مسلمانان حسین(علیه السلام) مادر ندارد...
» دست من و تو نیست که ما عاشقش شدیم....
» چو گفتم کربلا، جان جهان سوخت...
 

دست من و تو نیست که ما عاشقش شدیم.... جمعه ۱۸ آذر ۱۳٩٠
 

"بسم ربّ الحسبن(علیه السلام)"

قرن هاست که فریاد هل من ناصر سیدالشّهدا(علیه السلام)پهنه ی زمین را پیموده است و چون نفحات حیات بخش روح القدس بر هر زمین مرده ای که گذشته است آن را به حیات عشق بارورد ساخته و اینچنین، همه ی تاریخ تو گویی روزی بیش نیست و آن روز عاشوراست.
"شهید سید مرتضی آوینی"

حربن یزید ریاحی را همه می شناسیم، همو که دل فرزندان پیامبر(صلی الله علیه و آله)را به وحشت انداخت... امّا با این همه حرمت حضرت زهرا(سلام الله علیها)را نگه داشت و چه بسا همین باعث شد شایستگی توبه را پیدا کند...
توبه کرد و بازگشت به سمت امام عشق، امام حسین(علیه السلام).... و در رکاب او جنگید تا شهید شد...
امام حسین(علیه السلام)خون از صورت او برگرفت و فرمود:

 «انت الحر کما سمتک امک و انت الحر فی الدنیا و الاخرة »
تو آزاده ای! همانطور که مادرت تو را نامیده است و تو در دنیا و آخرت آزاده ای.....

دید خود را در میان نور و نار
با خدا و با هوی در گیر و دار
گفت از چه زار و در وامانده ای؟!
کاروان راهی و در جا مانده ای؟!
نیست این در بسته، راهت می دهند
دو جهان با یک نگاهت می دهند
غرقه خود را دید و از بهر حیات
دست و پا زد سوی کشتی نجات
رو به سویش کرد شاه عالمین
گفت با حر اینچنین مولا حسین(علیه السالم)
با سپاهت راه، سد کردی به من
نیستی بد گرچه بد کردی به من
تو نبودی قلب پر غم داشتم
در سپاهم حُر تو را کم داشتم
ما پی امداد تو برخواستیم
گر تو پیوستی به ما، ما خواستیم
عذر کم جو که در این بارگاه
عفو می گردد به دنبال گناه
نیستی در بین ما دیگر غریب
دوست می دارم تو را مثل حبیب
سربلندی، خصم دون پستت گرفت
خاک پای مادرم دستت گرفت
"حاج علی انسانی"

حر انقلاب؛ شهید شاهرخ ضرغام

حر انقلاب؛ آری، دوباره عاشورایی دیگر در راه بود و "حُر" ی دیگر، "شهید شاهرخ ضرغام".....
او قهرمان کشتی فرنگی بود، وزن فوق سنگین! امّا رفقایش او را به کارهای خلاف کشاندند.....
اما او نیز مانند حربن یزید ریاحی، حرمت نگه داشته بود..... در محرم و رمضان انسان دیگری می شد..... تا بالاخره روز موعود فرا رسید...... محرم سال1357.... روحانی هیئت ساعتها با شاهرخ صحبت کرد. از عاشورای آن سال شاهرخ انسان دیگری شد. او حری شده بود برای نهضت عاشورایی امام خمینی(رحمة الله علیه) .
با شروع جنگ خود را به خوزستان رساند. او به واحد جنگهای نامنظم فدائیان اسلام پیوست. شاهرخ ضرغام همیشه از خدا می خواست چیزی از او نماند. نه نام و نه نشان، نه قبر و مزار و نه هیچ چیز دیگر! خدا هم دعای او را مستجاب کرد. پیکر سردار شهید شاهرخ ضرغام هرگز پیدا نشد و او نیز به جرگه ی سداران گمنام و بی نشان دفاع مقدس پیوست. سردارانی که هیچ نشانی از آنها باقی نمانده است. «کتاب شهید گمنام/گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی/نشر امینان»

"یاد همه ی شهدای راه اسلام گرامی و راهشان پر رهرو باد"

هدیه به روح تمامی شهدا صلوات

پی نوشت:
دست من و تو نیست که ما عشقش شدیم
خیلی حسین(علیه السلام) زحمت ما را کشیده است...


 

پيام هاي ديگران ()

 
 
» سرگشته
 
  RSS 2.0  


مرجع قالبها و ابزارهای مذهبی

Themes By Blog Skin